|
رنگی کنار این شب بی مرز مرده است |
فاطمه ی من .. دوست دارم
تو نخواستی با من باشی
بسیاری از اجرامی که ستاره ی معمولی به نظر می آیند، در حقیقت ستارگان دوگانه اند، دو ستاره اند معمولا بسیار نزدیک به هم. در مواردی این دو ستاره پیوسته بر گرد نقطه ای در فضا می گردند ـــ این نقطه، نقطه ی گرانیگاه دو ستاره است ـــ دوستاره را که اینقدر به هم نزدیک باشند ستاره های دوتایی یا منظومه ی دوتایی می گویند.
دوتایی بصری
وقتی که جفت ستاره را بتوان با چشم برهنه یا حداقل با تلسکوپ دید، به آن دوتایی بصری می گویند
مثله ستاره ی عناق و سها در صورت فلکی دب اکبر
دوتایی طیف نمودی
هرگاه دو ستاره چندان به هم نزدیک باشند که تلسکوپ قادر به تفکیک آنها نباشد، جفت را دوتایی طیف نمودی می گویند.
دوتایی های گرفتی (کسوفی)
هنگامی که مدارحرکت انتقالی یک دوتایی طیف نمودی تقریبا بر شعاع دید منطبق باشد، دو ستاره متناوبا باعث کسوف یکدیگر می شوند. این نوع دوتایی طیف نمودی را دوتایی گرفتی میگویند.
سها نوشت:
سلام به همه
خوبین؟
من دوست دارم ستاره ها باهم دوتایی باشن تا چند تایی!
شاید برا ستاره ها مهم نباشه
ولی من دوست نداشتم که عناق با یه ستاره ی دیگه هم دوتایی داشته باشه که حتی دورشم بگرده!
به نظر شما رابطه ی کدوم دوتایی ها باهم صمیمی تر و به قول معروف عشقولانه تره؟
من فکر میکنم، همه ی منظومه های دوتایی یه جورایی رابطه ی احساسی دارن
حتی سها و عناق که دوتایی ظاهری یا بصری اند. کسی چه می دونه سهااستار چقدر عناق استار رو دوست داره
این خانم اسب سوار، بهترین اسب رو داشته و فک نکنم دیگه هیچ اسب دیگه رو مثه عناق گیر بیاره
عشق آسمانی سها و عناق، اگرچه بارها دچار شک و تردید، اشک و گریه،نزدیکی و جدایی، دلتنگی و دلزدگی شده!
اما عشقی بود که هیچ وقت از ذهن آسمانیها پاک نمیشود
اگرچه عناقش درگیر عشقی دیگرخواهد شد
اما سها هیچ وقت سوار اسبی دیگر نمیشود
اگرچه عناقش دیگر در مدارش نمی چرخد و با او همراه نخواهد شد
اما سها استار از همان فاصله ی 15دقیقه ایه قوسی به یادش هست
برایش دست تکان می دهد
پیامش را با همان شخانه ها به دستش می رساند
عناقا، سها تا وقتیکه کوتوله ی سیاه شود
و بقایای سرد و مرده اش را که همه ی منابع انرژی اش را عشق به تو، عشق به تنها ستاره ی زندگیش به پایان برساند، وفایش را در مقابل ستاره ای درخشانتر ازیاد نمی برد
سلام![]()
این پست برای کسانی ست که می خواهند از این به بعد از مطالب من سر در بیارن![]()
خیلی ممنونم از کسانی که در کامنتاشون یه ستاره می پردازند![]()
و ممنون از کسانی که اصلا نمی خونن
و فقط به خاطر من میان![]()
من مچکرم ازشون![]()
ولی اینجا یه دنیای مجازیه![]()
و من نویسنده ی این بلاگ![]()
اگه مطالبمو بخونید و در مورد اون نظر بدین بیشتر خوشحالم میکنید![]()
صورت فلکی دب اکبر، ازجمله ی معروفترین صور آسمان است
صورت فلکیه مخصوص اردیبهشت ماه که معمولا چند ماه زودتر میاد و چند ماه دیرتر میره
خرس بزرگ:
از هفت ستاره تشکیل میشود
اگر دقت کنید این صورت شبیه ملاقه ایست که در هر ماه یک حالت خاصی را دارد.
در مهر ماه، کاسه ی ملاقه سمت راست و دسته ی آن سمت چپ است
سه ماه بعد در دی ماه، کاسه به سمت شمال و دسته پایینش است
سه ماه بعد از دی در ماه فروردین، کاسه ی آن به سمت چپ و دسته ی آن به سمت راست است
و در نهایت سه ماه بعد از فروردین، در ماه تیر کاسه ی آن به سمت پایین و دسته ی آن به سمت بالاست.
موقعیت سها:
چهارستاره که کاسه ی آّبگردان را تشکیل می دهند با نام های دبه، مراق، فخذ و مغرز می باشد.
ستاره هایی که دسته ی آبگردان را می سازند نیز عبارتند از: قائد، عناق و جون.
در نزدیکی عناق ستاره ی کوچک سها قرار دارد. اعراب این دو ستاره را «اسب و سوار» می نامیدند و از ستاره ی سها برای آزمون دید خوب استفاده می کردند.
دوتایی ها
ستاره ها هم برا خودشون جفت دارن
که بهشون میگن دوتایی یا چند تایی
سها با عناق دوتایی است
ولی دوتایی ظاهری
منتها این رفتار ناپسند اختیار کردن دو همسربرای خود هم در آسمانها رسوخ کرده
ولی دوتایی ظاهری که سها داره در حد همنشینیه
نه چیز دیگه
چون عناق با یه ستاره ی دیگه دوتایی واقعی داره که به دورش حتی میگرده.
در مورد دوتایی ها به طور مفصل بهتون توضیح میدم
پست های زیادی در مورد این دو ستاره نوشته ام
اگه مراجعه کنید اطلاعات جالبتر و بیشتر درخواهید یافت
عکسی که گوشه ی بلاگ گذاشتم موقعیت دقیق سها رو نشون میده.
پی نوشت۱:
ستاره ی سها و عناق در آسمانها هستند
نه در زمین
پس لطفا زیاد گیر ندین
فقط یه سها دوتایی داره که اونم تو آسموناست
اینارو با هم قاطی نکنید.
پی نوشت۲:
شایسته جون ــ کوثر خانوم ــ عطیه ی عزیز خیلی ممنونم که کل مطلبمو خوندید و بعدش می خواهین نظر بذاری![]()
![]()
پی نوشت۳:
مرتضی خان ــ عقاب شرقی ــ و کلا کسانی که تاحالا اطلاعی از وضعیت این بلاگ نداشتن
من واقعا معذرت می خوام
باید زودتر توضیح میدادم
پی نوشت۴: از کتاب آقای مایردگانی
در کل ممنونتون هستم![]()
![]()
به ياد داشته باش
هر وقت دلتنگ شدي به آسمان نگاه كن
.كسي هست كه عاشقانه تو را مي نگرد و
منتظر توست . اشكهاي تو را پاك مي كند
و دستهايت را صميمانه مي فشارد
.تو را دوست دارد فقط به خاطر خودت
.و اگر باور داشته باشي مي بيني ستاره ها
هم با تو حرف مي زنند . باور كن كه با او هرگز
تنها نيستي. فقط كافيست عاشقانه به آسمان نگاه كني
عاشقانه...
و هر وقت ستاره ای را دیدی آرام و کم نور،
ستاره ای که چشمک نمی زند اما آرام نگاهت میکند
بدان که سهاست
ستاره ی سها
خانم اسب سوار!!
ستاره ای که قرار بود عناقش
تا پایان زندگی به دورش بگردد
در مدار مهربانیش بچرخد
در منظومه ی عشق با او بماند
و در کهکشان پاکی ها با او همسفر شود
اما...
اما
نم دانم ابر شک بود که عشق آسمانیش را زدودعشقی که در آسمانها پیوند خورده بود
آن که بود که به من گفت
:از عشق های زمینی بسان عشقهای آسمانی
متوقع نباشید!
سها دیگر نمی تابد
سها دیگر در آسمان ایران نوری نخواهد داشت
.گویا خرس بزرگ خیل وقت است که عزم سفر کرده است
خرس بزرگ تمام آررزوهای مرا با خود برد
اما بی خبر!
تو چه می فهمی من چند ساعت در حیاط خانه... پشت بام... حتی
روی نردبانتمامی ستاره ها با دقت تماشا کنم
مجبور شدم ستاره هایی که در حال خودنمایی بودندهر جفت ستاره را دبه و مراق می پنداشتم
اما توهمی بیش نمی بود
اما من آنها را نمی خواستم
به دنبال ستاره ام می گشتم!
من یگانه ستاره ی زندگیمباور نمی کنم به این راحتی ستاره ام را از دست داده باشم
ستاره ای که وقتی آسمان هم ابری بود
آنقدر به آن زل می زدم تا ابر ها کنار روند.
عناق... سها...
حالا دیگر من دلتنگی هایم برای چه کسی بگویم؟
برای کدامین ستاره دست تکان دهم؟
و در آغوش کدامین ستاره بگریم؟
آه... خرس بزرگ
چطور توانستی تمام دلخوشیه مرا بگیری؟
پی نوشت:
1. قسمت اول مطلب از بلاگ در کرانه های شب بود نوشته ی آجی عسل
2. دیگر نه سهایی در آسمان است و نه عناق
من گفته بودم حرف آسمان همیشه حق و درست است!
حالا دیگر سها و عناق هم...........
و من هیچکسی را نخواهم بخشید
3. آقای علیرضا و خانوم مژده
مژده جون اگه اونروز با خودم حرف میزدین من اینطور با علیرضا دعوا نمی کردم
چرا همه چیو واضحتر بیان نمی کردین
چرا گذاشتین کار به اینجا بکشه؟؟
من معذرت میخوام
ولی شمام رو رفتارتون فکر کنید
سلام سلام سلام
حال شما؟؟
بچه ها امروز یکم زیادی ازحد خوشحال و جوگیرم... خدا بهتون رحم کنه
خوبین حالا؟؟
مرسی منم خوبم... گفتم که این روزا دارم حال میکنم
امروز میخوام به کوری چشای خوشگله یه بهمنی یخ!! یه پست مردادی داغ آپ کنم
آخ ببخشین.... خانوم "بعضیا" روبه راهین که؟؟
.
.
.
بی مقدمه میرم سر اصل مطلب... از اول تابستون دلم میخواد هرماه صور فلکیه مخصوص هرماه رو براتون بنویسم تا ببینین و خودتون تصمیم بگیرین که صورت فلکیه کدوم ماه از همه خوشگل تره
آماتور سها فعلا پس از رصد های مختلف خودش به نتیجه هایی رسیده ولی برا همون "بعضیا" دلیل و مدرک از همون کتابی که نشونش داده هم اورده اگه خواستین دقت کنین:
ستاره های صورت فلکیه جاثی
توجهی که به این صورت فلکی و ستاره های آن می شود با خاطر پرنوریه ستاره های آن نیست( دقیقا مثه سها) هیچ ستاره ای از قدر صفر و یک و دو در این صورت وجود ندارد... چند ستاره ی روشنی که ظاهرا حرف Hرو پدید می آورند از قدر سوم اند اما به دو دلیل جاثی قابل توجه است:
این صورت در برگیرنده ی یکی از زیباترین خوشه های کروی است. این خوشه عموما در فهرست مه سیه13 M و در شب های مهتابی (چقدر خوشگل) به سختی چون ستاره ی محوی از قدر پنجم به چشم برهنه می آید این لکه ابر مانند چون با تلسکوپ بزرگ شود به صورت خوشه ی فشرده ای از ستارگان پدیدار می گردد.( خیلی زیبا هستند)
جاثی ناحیه ای از آسمان را شامل می شود که خورشید به سمت آن در حرکت است. خورشید، زمین و سیارات دیگر به صورت یک واحد با سرعت 20 کیلومتر در ثانیه در فضا حرکت میکنند. در هر ثانیه، تمامی منظومه ی شمسی 20 کیلومتر به آن ناحیه نزدیک میشوند.
عکسشو اگه می ذاشتم می دیدید. کلا صورت فلکی ایه با ستارگان فراوان و زیبا... کم نور مثه سها
خطاب به "خانم بعضیا" این از اولیش...
حالا بذارین یه چیز دیگه بگم
در یشت نوزدهم و در بند 88 به بعد در باره ی ظهور سوشیانس مطالبی اومده ولی یه تیکه اش نام امرداد اومده بود که حیفم اومد نگم... یکی باید بگه ربطی داره یا نه... البته فک کنم... فک کنم امرداد نام یکی از ایزدان ایرانیان باستان باشه... حالا باز اونایی که می دونن بگن
«منش بد شکست خواهد یافت؛ منش خوب بر آن چیره خواهد شد. (سخن) دروغ گفته شده، شکست خواهد یافت. سخن راست گفته شده به آن چیره خواهد شد. خرداد و امرداد هردو را شکست دهند: گرسنگی و تشنگی را. خردا و امرداد گرسنگی و تشنگی زشت را شکست دهند. اهریمن ناتوان بدکنش رو به گریز خواهد نهاد.»
تو یه اوستا هم وقتی اسم امرداد رو خوندم تو پرانتز نوشته بود نیکنامی و جاودانگی
خانم" بعضیا" اینم از دومیش
از هوای گرم و دلپذیرش!!(آخه من سرماییم) میوه های فصلی و اعیاد خوش شعبانیه و ماه رمضونی که همگی باهم تو این ماه زیبا بهم خوردند بگذریم، این ماه... ماه مرداد... ماه به این دنیا اومدن چند تا از بهترین آدمای روی زمینه
ههههههههههه
بذارین از اول شروع کنیم
مردادیا حالیشو ببرین
همه ی مردادیا رو عشقــــــــــــــــــــــــه
2/5 ..................... تولد یکی از آشناهام بود....13 سالش شده
5/5...................... میلاد درخشان ترین ستاره ی جهان... حضرت مهدی صاحب الزمان.....« اللهم صل علی محمد و آله محمد و عجل فرجهم»
18 سااااال باهات بو....... نه بابا نبودم...... 17 سالش باهات حال کردم
قربونت برم عزیزم به همون" بعضیا" بگو زیاد ناراحت نشه و خونسردیه خودشو حفظ کنه... هههههههههه حقیقت تلخه
راستش از همه مهمتر امروز سالگرد پیوند آسمونیه دوتا ستاره هم بوده... مبارکشون باشه....
21/5................... این یکی سفارشیه.... با اینکه ندیدمش ولی خاطرش برام عزیزه.... دقیق نمی دونم ولی احتمالا 13 سالشون بشه.... مهنوش جووووون تولدتون مبارک
5/23... تولد فاطی خوشگلم
مبارکش باشه
25/5.................. سلام پرواز اشک.... امیدوارم حالتون خوب باشه... بچه ها این یکی از دوستان قدیدمیه... لینکشون هم هست....تولدشون مبارک باشه... در مورد سنش!!
و اما... و اما... 28/5.................... هوررررررررررررراا
چه روز خوشگلی
وااااااااااای سهااستار چقدر خوشحالم من
هه هه هه تولدمه
یه چی بگم
زمان ایده آل برای رصد ستاره ی سها 30 دقیقه بعد از غروبه... مامانم میگه منم دم دمای اذون به دنیا اومدم
مرسی از دوستانی که چشاشون گرد شده و تعجب کردند و بعضیای دیگه که مثه سنا یادشون رفته بود و بعضیای دیگه هنوزم در جریان نیستند که چه خبره!!
تمام این شبا رو مثه همیشه ساعت 10 برای رصد میرم بیرون... اما امیدوارم 28 مرداد اگه زحمت نباشه در جشنی که با ستارگان جاثی میگیریم شرکت کنید
بچه های خیابونی
یاس خونده:
بیایین یه سری بزنیم به زندگی مردم... بیایین بشینیم تو خیابونا و کوچه ها... و حرف بزنیم از بچه های خیابونی... که والدینشون اونها، بردنشون تو ویرونی... درد اونارو هم بدونیم و باهاشون رفیق شیم... تو زندگی این بچه ها کمی دقیق شیم... خیلی دوست دارم بدونم تو دلت چی میگذره؟؟... پدر و مادر اون کجاست؟... چرا الان دربه دره ... می تونی از زندگیشون بنویسی یه رمان... شرح حالشو بیاری تو یه کاغذ خیلی روان...
همه اونو به چشم یه آدم خیابونی میدیدن... ولی تو از این اسم گریزونی... بعضی وقتا داداششو روی پشتش کول می کرد... از مردم دور و برش تقاضای پول می کرد...
خودشو تویه چاه سراسیمه کرد نگاه... ته دلش کشید آه... محرم دلش قرص ماه... بی گناه... بدون همراه... فکر می کرد دیگه نداره راه... تویه خیابونا بدون هیچ گونه رفاه...
قطره های بارون از سر و دماغش می چکید... صدای خنده هارو از خونه ها می شنید
می دید که بچه داره واسه باباش ناز میکنه
می دید که مرد چاق داره به ساندویج گاز میزنه
می دید همه خونواده ها جمع میشن میرن به گردش
می دید بچه خوابش میاد مامان می گیره تو بغلش
می دید که بچه ها تو بازیا راهش نمیدن
می دید که سر و وضعشو همه مسخره می کنن
فکر میکنین کسی که تو کار خلاف افتاده مادر زادی از همون اول واقعا اینطور به دنیا اومده؟؟
نه...
صورتش سیاه هست... لباساشم پاره پاره... گرسنگی تو تنش افتاده مثه یه خوره... با صدای قارورقور شکمش یه ملودی ساخت... و با صدای من(یاس) چقدر قشنگ می نواخت!!
کفشارو واکس بزن... مشقاتو کنار خیابون بنویس... فقط مراقب باش دفتر کتابات زیر بارون نشن خیس!!
آیندش برای اون واقعا یه سوال بود. هدفش رسیدن به آرزو های محال بود... یه سری با ایده ی خوب...یه سری با اشتباه... آینده ی این جوونا ختم می شن به دو راه... بعضیاشون از امروز تا فردا صبر میکنن... گذشته رو می ندازن دور... آره باهاش قهر میکنن... با درس خوندن با کار کردن تو جامعه کسی میشن... به آرزوهای خود میرسن و انسان شاخصی میشن
بعضی ها زیر بار فقر و مشکلات... زندگی ازشون میسازه یه آدم لات... واسه در اوردن پول دست به هر کاری میزننووو دزدی، قاچاق و قتل... خود رو به قعر دوزخ می برن
"یاس"
سها نوشت:
هـــــــــــــــــــی روزگار!!!
چه کنیم؟؟
مثله عقربه ی ساعتشمار که ده دور را زده است، گیج و از خود بی خود شده ام
به سمت حیاط می روم
در آغاز نگاهی به آسمان انداختم...
نه ابری نیست...
اینبار می خواهم مثله تو به دیوار تکیه بدهم
سرم را بالا می گیرم
عناق را می بینم
خیلی سرخ به نظر می رسد
در حالیکه سها نیست
عناق را عصبانی می بینم
پاهایم سست می شوند
نمی توانم بایستم... روی زمین می افتم...
آه عناقا... می بینی سها نیست؟
می بینی دیگر هیچکس سها را نمی خواهد؟؟
می بینی؟؟ کژدمی به سها نزدیک می شود
او هم می خواهد سها را نیش زند
قلب العقرب تصمیم خود را گرفته است و دیگر هیچ چیزی جلودارش نیست
غولی سرخ است که نزدیک سها می شود
ستارگان اکلیل شمالی هم دارند از هم می پاشند.
نیر الفکه نیز تماشا می کند.
مگر تو مروارید تاج هدیه ی تولد عناق نبودی؟؟
پس چرا اینچنین رفتار می کنی؟؟
شوله هم...
آسمانیها شمارا چه شده است؟؟
چرا حرفی نمی زنید
این چه رفتاریست که با سها دارید؟
آیا جز اینست که سها عناقش را یه...
اصلا شب را خوب نخوابیدم
همه چیز بر علیه سها بود
حتی ماه هم نوازش مهتابش را هم بر صورت سها نتابانید
عناقم
جز تو چه کسی می تواند سها را در آغوش بگیرد؟
به غیر از تو چه کسیست که می تواند مثله همیشه سها را ببخشد؟؟
می بینی که دیگر خرس بزرگ هم شرمش می شود که سها را درنزدیکیه خود حس کند.
سها دیگر نمی تابد
سها دیگر نمی تواند که بتابد
خواهش میکنم زندگی را به آن بازگردان.
می بینم که ستارگان همجوارت در دسته ی آبگردان تو را از این کار منع می کنند
می بینم که جلودار همه مان( ستاره ی قائد) از همه خشمگین تر است.
ستاره ی جون هم چیزی نمی گوید
در حالیکه مغرز که همچون سها کم نور است آرام اشک می ریزد
آه سها کی می شود که کوتوله ی سفید شوی
می دانم اگر هسته های اتمی ات بیش از اندازه متراکم شوند تبدیل به کوتوله ی سفید و از آن پس با اینکه مدت کوتاهی نور خواهی داشت اما بعدها سرانجام این چشمه ی نور هم از میان خواهد رفت. و دیگر نوی ساطع نخواهد شد
آری روز موعود، روز مرگ تو سهای لعنتی می رسد
می رسد آنروز و عناق راحت می شود
راحت می شود عناق و دیگر همجوارانش او را از انتخاب تو نمی رنجانند
دیگر دوستانش او را اذیت نمی کنند و عناق واقعا نفس راحتی میکشد
آری روز موعود نزدیک است.
و عناقا فقط تو می توانی به این فاجعه پایان بخشی.
البته اگر فاجعه ای باشد
پی نوشت:
دوستان عزیز
فقط خواستم بگم که تاییدی کامنتا رو برداشتم
برگشتم نبینم بعضیا سوتی داده باشن و بعضیای دیگه دعوا را انداخته باشن
البته خودم می دونم هیچ کدوم از اینا رخ نمی ده
به خاطر همین تاییدی رو بر می دارم
خوش باشین
هلند یا اسپانیا؟؟؟؟
پی نوشت ۲:
سلام دوستان
متاسفانه یا خوشبختانه نمی دونم چی بهش بگم ولی یه بحران دیفیکالتی تو زندگیم به وجود اومده
و من مجبورم تا جمعه روش تمرکز کنم
ازتون معذرت می خوام
جوابای بعضی از دوستان رو هنوز ندادم
شرمندم ولی ازتون می خوام منتظرم باشین تا ایشالله شنبه که دوباره برمیگردم بهتون سر بزنم
اسپانیا................
چی بگم؟؟
ولی نه من و سنا با رعایت اخلاق ورزشی به همه ی هوارداران تبریک میگیم
پی نوشت۳:
بچه ها دعام کنین
دارم کم میارم
صورتهای فلکی تیرماه عقرب(کژدم) و اکلیل شمالی هست که در تیر ماه از نصف النهار سماوی در اوایل شب می گذرند.
اکلیل شمالی در نزدیکی سمت الراس و عقرب نزدیک به افق جنوبی است. ستاره های عقرب نزدیک به افق جنوبی است.
ستاره های عقرب به ظاهر کژدمی را پدید می آورند و اکلیل شمالی هم به شکل تاج می مانند.
ستاره های عقرب
ستاره ی روشن آن قلب العقرب، یکی از معدود ستاره های سرخ رنگ پر نور است. قلب العقرب ستاره ایست غول پیکر که قطر آن تقریبا300 برابر قطر خورشید است.
ستاره ی دیگری از آن ستاره ایت به نام شوله، به لاتین( shaula) و به عربی ( الشولاء) می باشد
چینی ها به آن ستاره ی دم عقرب می گویند( چه بی مزه) چون در دم این عقرب واقع است. در ضمن در طبقه بندی آقای " ابرخس" بر اساس روشنی ستارگان در قدر ظاهری1.6 می باشد.
نکته: هرچه قدر ظاهری کمتر باشد آن ستاره پرنور تر است. بعضی از ستاره ها دارای قدر ظاهریه منفی هستند بنابراین بسیار پرنورند. ستاره ی مسعود قدر ظاهری2 و ستاره ی سها قدر ظاهریه4 را دارد.
ستاره های اکلیل شمالی
این صورت فلکی از هفت ستاره که نیم دایره ای را می سازند تشکیل شده است.
شش تا از هفت ستاره ی اصلی از قدر چهارم اند. ستاره ی میانی از قدر دوم و به نیرالفکه موسوم است( اکلیل به معنای تاج و افسر است و نیر الفکه را مروارید تاج دانسته اند.)
اکلیل شمالی در اساطیر
افسانه چنین است که این تاج زمانی از آن آریادنه زیبا، همسر ته زئوس(theseus) بود. ته زئوس از آتنی هایی بود که باید قربانی مینیتور(Mintaur) نیمه انسان_ نیمه گاو خونخواری میشد که در دهلیز تودر تویی مشهور در نزدیکی کرت، مسکن گزیده بود. ته زئوس با ایری آریادنه غول را کشت. آریادنه به محبوب خود یک شمشیر و یک قرقره ی نخ داد. ته زئوس به داخل دهلیز رفت و ماموریت خود را انجام داد. آنگاه به کمک نخ راه خود را به بیرون بازیافت و نجات پیدا کرد.
اما داستان پایان خوشی ندارد. ازدواج ته زئوس و آرریادنه چندان نپایید. ته زئوس همسر خود را ترک گفت. رب النوع باکوس (Bachus) برای دلداری آریادنه، تاجی به او هدیه کرد که بعد از مرگش در آسمان جای داده شد.
چقدر سخت است دیدن ابر های سفیدی که جلوی ماه را گرفته اند و به سمت ستاره ها می روند
ابر هایی که کرانه های سرد تاریک شب را روشن می کنند، ولی صبر لازم است
هیچ وقت از دیدنشان خوشحال نشده ام
چه کسی می تواند آن ابرهای پنبه ای را بشکافد و حداقل برای مدت چند ثانیه کنار نگاهش دارد تا من برای چند لحظه هم که شده با نور سفیدت چشمانم روشن شود.
دلم می خواهد وقتی که امشب می خواهم میلادت را با ستارگان جشن بگیرم زیر نور مهتاب برقصم و ستارگان اکلیل شمالی را به تو هدیه بدهم دیگر خبری از آن ابر ها نباشد.
دوست دارم آنقدر به سها نزدیک باشی که تو و سها یکی ببینیم
کاش آن 11 دقیقه ی قوسی هم بین سها و عناق فاصله نبود
این حس است مرا می گریاند.
اشک هایم سرازیر می شوند و در نور ستارگان می درخشند.
ای قطره اشک!!
بس است دیگر... بروید کنار.. دلم می خواهد عناق را ببینم
افسوس که این اشک ها راه سرازیر شدنشان را از گوشه ی چشم بلدند.
عناقا!
چه قدر خوب می توانی یک ستاره را همراه خود کنی
خیلی خوب زبان عشق را می فهمی و خوشا بحاله ستاره ی سها
شاعر می گوید:
"اگر بتوانم این ستاره ی قشنگ را به چنگ آورم! سلسله ی پر برف البرز را به میل و سماجت خود از جا حرکت بدهم! اگر بتوانم جریان باد را از وسط ابر ها ممانعت کنم، آنوقت می توانم سرنوشتی را که طبیعت برایم تعیین کرده تغیی بدهم.
ولی قدرت اناسن به عکس خیالاتش محدود است"
و من دوست دارم لحظه هایی را که از شلوغیه خانه به آسمان بیکران پناه می آوردم و تنها تو را تماشا می کردم
دوست می دارم فیلم هایی را که به بهانه ی تماشایشان به تلویزیون زل می زنم ولی تنها به صورته درخشانت در آسمانه قلبم می اندیشیدم
خواهش می کنم نگذار کسی که از فرط جنون فراق توست و نور امیدش چون شهابی در حال مرگ است امشب گریه کند و در این گریه به خواب رود...
دلم می خواهد وقتی که مثله همیشه با چادر سفید نمازم به سمت حیاط می دوم، به در ماشین تکیه می دهم تا تو را تماشا می کنم، دیگر سنا از خانه دزدگیر ماشین را نزند که حسم بهم بریزد.
فقط یک مورد را دلم نمی خواهد اینست که دلم نمی خواهد در مورد این پست به کسی توضیح دهم
چون اگه پست های اخیر سها و عناق را بخوانید متوجه خواهید شد که ماجرا از چه قرار است